مجموعهاي از روايات امام حسن عسکري عيله السلام
دو روي = بدبختي
قالَ الإمامُ الْعَسْکَري " ليس العبد عبدا يکون ذا وجهين و ذالسانين يطري اخاه شاهدا و ياکله غائبا اعطي حسده و ان ابتلي خانه."
حضرت امام حسن عسکري( عليه السلام) فرمود: چه بد است آن بنده خدايي که دو رو و دو زبان است در حضور برادرش او را ميستايد و پشت سر از او بدگويي ميکند اگر چيزي ( به آن برادر ديني) برسد حسودي کند و اگر گرفتار شود بر او خيانت ورزد.
فرق امام با مردم عادي
قالَ (عليه السلام): إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالي بَيَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِکُلِّ شَيء، وَ يُعْطِيهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَةَ الاْنْسابِ وَالاْجالِ وَالْحَوادِثِ، وَلَوْلا ذلِکَ لَمْ يَکُنْ بَيْنَ الْحُجَّةِ وَالْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.(1)
فرمود: همانا خداوند متعال، حجّت و خليفه خود را براي بندگانش الگو و دليلي روشن قرار داد، همچنين خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغتها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و انساب همه را ميشناسد و از نهايت عمر انسانها و موجودات و نيز جريات و حادثهها آگاهي کامل دارد و چنانچه اين امتياز وجود نميداشت، بين حجّت خدا و بين ديگران فرقي نبود.
نشانههاي ايمان
قالَ (عليه السلام): عَلامَةُ الاْيمانِ خَمْسٌ: التَّخَتُّمُ بِالْيَمينِ، وَ صَلاةُ الإحْدي وَ خَمْسينَ، وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، وَ تَعْفيرُ الْجَبين، وَ زِيارَةُ الاْرْبَعينَ.(2)
فرمود: علامت و نشانه ايمان پنج چيز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و يک رکعت نماز (واجب و مستحبّ)، خواندن «بسم الله الرّحمن الرّحيم» را (در نماز ظهر و عصر) با صداي بلند، پيشاني را ـ در حال سجده ـ روي خاک نهادن، زيارت اربعين امام حسين(عليه السلام) انجام دادن.
کم و زياد عبادت مهم نيست
قالَ (عليه السلام): لَيْسَتِ الْعِبادَةُ کَثْرَةُ الصّيامِ وَالصَّلاةِ، وَ إنَّمَا الْعِبادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ في امْرِ اللهِ.(3)
فرمود: عبادت در زياد انجام دادن نماز و روزه نيست، بلکه عبادت با تفکّر و انديشه در قدرت بي منتهاي خداوند در امور مختلف ميباشد.
بهترين ويژگي
قالَ (عليه السلام): خَصْلَتانِ لَيْسَ فَوْقَهُما شَيءٌ: الاْيمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ.(4)
فرمود: دو خصلت و حالتي که والاتر از آن دو چيز نميباشد عبارتند از: ايمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنايان.
من، دوستم و دشمنم
قالَ (عليه السلام): قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً، مُوْمِنُهُمْ وَ مُخالِفُهُمْ، امَّا الْمُوْمِنُونَ فَيَبْسِطُ لَهُمْ وَجْهَهُ، وَ امَّا الْمُخالِفُونَ فَيُکَلِّمُهُمْ بِالْمُداراةِ لاِجْتِذابِهِمْ إلَي الاْيِمانِ.(5)
فرمود: با دوست و دشمن خوش گفتار و خوش برخورد باشيد، امّا با دوستان مومن به عنوان يک وظيفه که بايد هميشه نسبت به يکديگر با چهرهاي شاداب برخورد نمايند، امّا نسبت به مخالفين به جهت مدارا و جذب به اسلام و احکام آن.
دوست دست به خير
قالَ (عليه السلام): اللِّحاقُ بِمَنْ تَرْجُو خَيْرٌ مِنَ المُقامِ مَعَ مَنْ لا تَاْمَّنُ شَرَّهُ.(6)
فرمود: تداوم دوستي و معاشرت با کسي که احتمال دارد سودي برايت داشته باشد، بهتر است از کسي که محتمل است شرّ ـ جاني، مالي، ديني و... ـ برايت داشته باشد.
امان از شايعه
قالَ (عليه السلام): إيّاکَ وَ الاْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّئاسَةِ، فَإنَّهُما يَدْعُوانِ إلَي الْهَلَکَةِ.(7)
فرمود: مواظب باش از اين که بخواهي شايعه و سخن پراکني نمائي و يا اين که بخواهي دنبال مقام و رياست باشي و تشنه آن گردي، چون هر دوي آنها انسان را هلاک خواهد نمود.
مدارا بهتر از صدقه
قالَ (عليه السلام): إنَّ مُداراةَ اَعْداءِاللهِ مِنْ افْضَلِ صَدَقَةِ الْمَرْءِ عَلي نَفْسِهِ و إخْوانِهِ .(8)
فرمود: مدارا و سازش با دشمنان خدا ـ و دشمنان اهل بيت (عليهم السلام) در حال تقيّه ـ بهتر است از هر نوع صدقهاي که انسان براي خود بپردازد.
خوشگل و خوش فکر
قالَ (عليه السلام): حُسْنُ الصُّورَةِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالٌ باطِنٌ.(9)
فرمود: نيکوئي شکل و قيافه، يک نوع زيبائي و جمال در ظاهر انسان پديدار است و نيکو بودن عقل و درايت، يک نوع زيبائي و جمال دروني انسان ميباشد.
آرايشگاه دوستان
قالَ (عليه السلام): مَنْ وَعَظَ اخاهُ سِرّاً فَقَدْ زانَهُ، وَمَنْ وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَدْ شانَهُ.(10)
فرمود: هرکس دوست و برادر خود را محرمانه موعظه کند، او را زينت بخشيده; و چنانچه علني باشد سبب ننگ و تضعيف او گشته است.
بي حيا
قالَ (عليه السلام): مَنْ لَمْ يَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَمْ يَتَّقِ اللهَ.(11)
فرمود: کسي که در مقابل مردم بي باک باشد و رعايت مسائل اخلاقي و حقوق مردم را نکند، تقواي الهي را نيز رعايت نميکند.
آرزوي آبرو ريز
قالَ (عليه السلام): ما اقْبَحَ بِالْمُوْمِنِ انْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ.(12)
فرمود: قبيحترين و زشتترين حالت و خصلت براي مومن آن حالتي است که داراي آرزوئي باشد که سبب ذلّت و خواري او گردد.
قربان بهترين دوست
قالَ (عليه السلام): خَيْرُ إخْوانِکَ مَنْ نَسَبَ ذَنْبَکَ إلَيْهِ.(13)
فرمود: بهترين دوست و برادر، آن فردي است که خطاهاي تو را به عهده گيرد و خود را مقصّر بداند.
دور حق بگردم من الهي
قالَ (عليه السلام): ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ، وَلا اخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ.(14)
فرمود: حقّ و حقيقت را هيچ صاحب مقام و عزيزي ترک و رها نکرد مگر آن که ذليل و خوار گرديد، همچنين هيچ شخصي حقّ را به اجراء در نياورد مگر آن که عزيز و سربلند شده است.
همسايه کمرشکن
قالَ (عليه السلام): مِنَ الْفَواقِرِ الّتي تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إنْ راي حَسَنَةً اطْفَاها وَ إنْ رَاي سَيِّئَةً افْشاها.(15)
فرمود: يکي از مصائب و ناراحتيهاي کمرشکن، همسايهاي است که اگر به او احسان و خدمتي شود آن را پنهان و مخفي دارد و اگر ناراحتي و اذيّتي متوجّهاش گردد آن را علني و آشکار سازد.
نصيحت
قالَ (عليه السلام) لِشيعَتِهِ: اوُصيکُمْ بِتَقْوَي اللهِ وَالْوَرَعِ في دينِکُمْ وَالاْجْتِهادِ لِلّهِ، وَ صِدْقِ الْحَديثِ، وَاداءِ الاْمانَةِ إلي مَنِ ائْتَمَنَکِمْ مِنْ بِرٍّ اوْ فاجِر، وِطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجَوارِ.(16)
به شيعيان و دوستان خود فرمود: تقواي الهي را پيشه کنيد و در امور دين ورع داشته باشيد، در تقرّب به خداوند کوشا باشيد و در صحبتها صداقت نشان دهيد، هرکس امانتي را نزد شما نهاد آن را سالم تحويلش دهيد، سجدههاي خود را در مقابل خداوند طولاني کنيد و به همسايگان خوش رفتاري و نيکي نمائيد.
متواضعان کار درست
قالَ (عليه السلام): مَنْ تَواضَعَ فِي الدُّنْيا لاِخْوانِهِ فَهُوَ عِنْدَ اللهِ مِنْ الصِدّيقينَ، وَمِنْ شيعَةِ علي بْنِ ابي طالِب (عليه السلام)حَقّاً.(17)
فرمود: هرکس در دنيا در مقابل دوستان و هم نوعان خود متواضع و فروتني نمايد، در پيشگاه خداوند در زُمره صِدّيقين و از شيعيان امام علي (عليه السلام) خواهد بود.
داروي تب بر
قالَ (عليه السلام): إنَّهُ يُکْتَبُ لِحُمَّي الرُّبْعِ عَلي وَرَقَة، وَ يُعَلِّقُها عَلَي الْمَحْمُومِ: «يا نارُکُوني بَرْداً»، فَإنَّهُ يَبْرَءُ بِإذْنِ اللهِ (18)
فرمود: کسي که ناراحتي تب و لرز دارد، اين آيه شريفه قرآن در «سوره انبياء، آيه 69» را روي کاغذي بنويسيد و بر گردن او آويزان نمائيد تا با إذن خداوند متعال بهبود يابد.
ثواب ضرب در ده
قالَ (عليه السلام): اکْثِرُوا ذِکْرَ اللهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ، وَ تَلاوَةَ الْقُرْآنِ، وَالصَّلاةَ عَلي النَّبي (صلي الله عليه وآله وسلم)، فَإنَّ الصَّلاةَ عَلي رَسُولِ اللهِ عَشْرُ حَسَنات.(19)
فرمود: ذکر و ياد خداوند متعال، مرگ و حالات آن، تلاوت و تدبّر قرآن; و نيز صلوات و درود فرستاد بر حضرت رسول ـ و اهل بيتش (عليهم السلام) ـ را زياد و به طور مکرّر انجام دهيد، همانا پاداش صلوات بر آن ها، ده حسنه و ثواب ميباشد.
کاري کن پشيمان نشوي
قالَ (عليه السلام): إنَّکُمْ في آجالِ مَنْقُوصَة وَايّام مَعْدُودَة، وَالْمَوْتُ يَاتي بَغْتَةً، مَنْ يَزْرَعُ شَرّاً يَحْصَدُ نِدامَةً.(20)
فرمود: همانا شما انسانها در يک مدّت و مهلت کوتاهي به سر ميبريد که مدّت زمان آن حساب شده و معيّن ميباشد و مرگ، ناگهان و بدون اطلاع قبلي وارد ميشود و شخص را ميربايد، پس متوجّه باشيد که هرکس هر مقدار در عبادت و بندگي و انجام کارهاي نيک تلاش کند ـ فرداي قيامت ـ غبطه ميخورد که چرا بيشتر انجام نداده است و کسي که کار خلاف و گناه انجام دهد پشيمان و سرافکنده خواهد بود.
فرآوري: حسين عسگري - گروه دين و انديشه سايت تبيان
|
[1] - اصول کافي: ج 1، ص 519، ح 11
[2] - حديقة الشّيعة: ج 2، ص 194
[3] - مستدرک الوسائل: ج 11، ص 183، ح 12690
[4] - تحف العقول: ص 489، س 13
[5] - مستدرک الوسائل: ج 12، ص 261، ح 14061
[6] - مستدرک الوسائل: ج 8، ص 351، ح 5
[7] - بحارالانوار: ج 50، ص 296، ضمن ح 70
[8] - مستدرک الوسائل: ج 12، ص 261،س 15
[9] - بحارالانوار: ج 1، ص 95، ح 27
[10] - تحف العقول: ص 489 س 20
|
[11] - بحارالانوار: ج 68، ص 336، س 21
[12] - تحف العقول: ص 498 س 22
[13] - بحارالانوار: ج 71، ص 188، ح 15
[14] - تحف العقول: ص 489، س 17
[15] - بحارالانوار: ج 75، ص 372، ح 11
[16] - اعيان الشّيعة: ج 2، ص 41، س 30
[17] - احتجاج طبرسي: ج 2، ص 517، ح 340
[18] - طب الائمّه سيّد شبّر: ص 331، س 8
[19] - بحارالانوار: ج 75، ص 372، س 21، ضمن ح 12
[20] - اعيان الشّيعة: ج 2، ص 42، س
|